خواستگاری از دختر همسایه
دوشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۲، ۰۹:۰۵ ق.ظ
رفیقم تعریف میکرد من یه مدت پیش از دختر همسایمون خوشم اومده بود، زنگ زدم به مادربزرگش گفتم من از بانک ملی زنگ میزنم نوه شما تو قرعه کشی برنده شده شمارشو میخوام، پیرزنه از خوشحالی داشت میمرد بعد بهم ۳ تا شماره داد خونشون و محل کار بابا و ننه دختره